
کلمات کلیدی :عربی، تمییز
- تعریف تمییز:
تمییز اسم نکره جامدی است که ابهام ما قبلش را بر طرف می کند.
مانند : أنا أکثر منکَ .من از تو بیشتر هستم . ( این جمله دارای ابهام است.)
أنا أکثر منکَ أولاداً. من ازنظر تعداد فرزندان از تو بیشتر هستم.یا تعداد فرزندان من از تو بیشتر است.
2- انواع تمییز:
الف- تمییز مفرد : برای رفع ابهام از یک کلمه می آید و در چهار موضع واقع می شود:
1- أسماء وزن: إشتَریتُ مَنِّا بَصلا ً.
2- أسماء مساحت :بِعتُ مترا ً قماشا ً.
3- أسماءکیل و پیمانه : شَربتُ کوبا ً شایا ( به اینها أسماء مقادیر گفته می شود .اسمی که پس از أسماء مقادیر قرار می گیردعلاوه بر نصب بنا بر تمییزبودن می تواند با حرف جر مِن هم بیایید.)
4- أسماء عدد: که بر دو قسم است: صریح مثل: قرأتُ ثلاثهَ کُتُبٍ .
کنایه مثل: کَم سَطراً کَتَبتُ .
ممیز عدد با«ثلاثة و عشرة و مابین این دو» جمع و مجرور است .(ز سه تا ده همه جمع است و مجرور.)
با «أحدَعَشَرَ و تِسعة و تِسعینَ و مابین ای دو» مفرد و منصوب است.(ز ده تا صد همه فرد است و منصوب.)
با « مِئة و ألف » مفرد و مجرور است.(ز صد برتر همه فردند و مجرور . )
ب- تمییز نسبت : تمییزی است که ابهام حاصل از نسبت را برطرف نموده و آن نسبت را واضح و روشن می کند. برای رفع ابهام موجود در جمله بکار می رود.مانند: إشتَهَرَ التاجِرُ إمانة. که امانه نوع اشتهار و سبب آن را واضح می نماید و آن امانت است نه مال و کرم.
تمییز نسبت یا منقول از فاعل است: فاضَ الإناءُ ماءً. یعنی: فاضَ ماءُ الإناءِ.
یا منقول از مفعول است : حَصَدنا الأرضَ قَمحا ً. یعنی: حَصَدنا قُمحَ الإرضِ ِ.
یا منقول از مبتدا است: علیٌّ أرجحُ مِنکَ عَقلا ً. یعنی: عقلُ علیّ ٍ أرجَحُ مِنکَ.
یا از چیزی منقول نیست: و کفی بالموت واعِظا ً. در واقع تمییزی غیر منقول است که نتوان آن را فاعل یا مفعول یا مبتدا ی ترکیبی که در آن واقع است به حساب آورد. و منقول خلاف این است.ِ
اگر تمییز منقول از فاعل یا غیر آن باشد نصب آن واجب است واگر غیر منقول باشدنصب ان و جر ان به «مِن» جایز است یعنی می توان گفت : « کفی بالموت من واعظٍ .»
نکته 1 : در ترجمه تمییز نسبت دقت کنیم که تمییز در اصل مبتدا یا فاعل یا مفعول بوده( به جزء غیر منقول)
پس در ترجمه به این نکته توجه کنیم.
مانند: تمییز در اصل مبتدا باشد: هو أکثرُمنـِّی ایماناً. ایمان او از من بیشتر است.( ایمانُهُ اکثرُمنـّی.)
تمییز در اصل فاعل باشد:تزدادالأرضُ تَلـوّثاًً .آلودگی زمین افزایش می یابد.(یزدادُتلـوّثُ لأرضِ.)
تمییز در اصل مفعول باشد:فجـّرنا الإرضَ عیوناً.چشمه های زمین را شکافتیم.(فجّرنا عیونَ الأرضِ.)
نکته 2 : برخی افعال به خاطر معنی آنها اغلب نیاز به تمییز دارند. مانند:
زاد- یزید: زیاد کرد – افزود (متعدی) طاب: پاک شد
ازداد : زیاد شد (لازم) کفی بـ : کافی است
مَلأ : پر کرد (متعدی) تقدّمَ :پیشرفت کرد
إمتلأ : پرشد (لازم ) حَسُنَ : خوب است
فجـّرَ : شکافت کَبـُرَ : بزرگ شد
فاض : لبریز شد یمتازَ : ممتازمی شود
نکته 3: گاهی با آوردن الفاظی مانند: از نظر، از جهت، ازجنبه ..... تمییز را ترجمه می کنیم.
نکته 4: کلمات( خیر وشر) هر گاه به معنی (بهتر وبهترین ) باشند اسم تفضیل هستند.و در این حالت اغلب به
تمییز نیاز دارند.
3- تمییز کنایات عدد :
الف- ممیز کم استفهامی: مفرد و منصوب است. مانند:« کَم کتاباً قرأتـُم.»
نکته1: مگر اینکه میان آن و ممیزش فعل متعدی آمده باشدکه در این صورت باید«مِن» بر آن افزوده
شود. مانند:« کَم قرأتُم مِن کتابٍ.»
نکته2: نقش خود «کَم» را از طریق پاسخ دادن می توان فهمید. مانند: کَم طبیباً فی المدینة.
ب- ممیز کم خبریه: مجرور به اضافه به آن است و غالباً مفرد است. مانند: «کم أجیرٍ فی بیتِ أبی.»
نکته1: جایز است که جمع باشد. مانند:« کم کُتبٍ لی.»
نکته2: جایز است که به «مِن » مجرور شود. مانند: «کم من مرةٍ شاهدتـُه.»
ج- ممیز کایـّن: مفرد و مجرور به «من»است. مانند: «کایـّن من رجلٍ رأیتُ.»
د- ممیز کذا: حکم ممیز کذااین است که دائماً مفرد و منصوب بنا بر تمییز باشد.مانند:« إشتریتُ کذا و کذا کتاباً.»
4- عامل تمییز:
عامل تمییز در مفرد اسم مبهم است.مانند: «إشتریتُ ذراعینِ جوخاً .»که جوخاً منصوب به ذراعین است.ودر جمله فعل است مانند:« قررتُ بک عیناً .» و عیناً منصوب به قررتُ است.
5-فرق حال و تمییز:
حال و تمییز در اینکه هردو اسم و نکره و منصوب و بر طرف کننده ابهامند با هم متفق هستند و در سه مورد با هم اختلاف دارند :
الف- حال به صورت جمله و ظرف هم می آید ولی تمییز جزء اسم نمی تواند باشد.
ب- حال مبین شکلها و تمییز مبین ذاتها است.
ج- حق حال اشتقاق و حق تمییز جامد بودن است.
تهیه کننده:فاطمه علاف بهبهانی
فروردین 1388

ن : گروه عربی
